مهرویان جهان
رحم ندارد دلشان
تو زنجیر داری و من گرسنه ام تو باطوم داری و من در زنجیرم من تشنه اندیشه ام ، آزادم ! تو در بند فکر بسته ای تو خسته ای !! من در زنجیرم ! و تو بار را بسته ای تو فانوس شکسته ای با اندیشه سر جنگ داشتن را تو به نام خود نوشته ای ! اینروزها کمتر کسی به یاد دارد شبهای 18 تیر 78 در کوی دانشگاه چه گذشت ؟ همه « جواهری در قصر » می بینند و اصلا شاید بعضی ها ندانند 18 تیر 78 چه بوده است !! آه از این ندانستن !! افسوس از اینهمه ادعا ! آنهمه جواهر در آن شب آنقدر تحقیر شدند که قلمها در گفتنش ناتوانند ! یادمان باشد ، یادشان گرامی ! جدول سهمیه بندی بنزین و اینجا ببینین !! اینم گرفتاری جدید !!! نظر یادتون نره !! یه عده میگن حق مردمه !! یه عده هم خبر ندارن بنزین بهمون نمی دن !!! شما چی میگین ؟؟؟؟ راستی یاد خاطراتی که با صدای مهستی داشتیم بخیر ! یادش گرامی !! من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد ... ... ... ... یا دنبال که می گردی اون رفته از این شهر اون رفته از این شهر بیهوده نکن کوشش که اون گمشده ما دیگه نمی شه پیدا از بس که تو آزردی دلش رو گریوندی چشای خوشکلش رو به دنبال هوس می رفتی آسون نادیده گرفتی مشکلش رو ... ... .... روحش شاد ؛ یادش گرامی !!!! 4 تیر !!!! آغاز یک تولد آغاز تولد خورشید آغاز تولد آه !!! آغاز تولد بی نهایت !!!! بی نهایت افسوس !! بی نهایت هم حدی نیست برای هرآنچه قدر که من تو را دوست دارم کاش می ماندی و نویسنده بزرگی می شدی !! خوش باشی همیشه !!! این دوست ما دارد فسیل می شود کلیک کنید
ادامه مطلب


